" سلام بر شما ... از این که از هیئت یا غیاث المستغیثین بازدید نمودید ، بسیار خرسندیم . از طریق نظرات می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید "

مطالب پیشین






:: بازدید مطلب : [673]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)






:: بازدید مطلب : [605]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)






:: بازدید مطلب : [432]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)






:: بازدید مطلب : [518]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)






:: بازدید مطلب : [636]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)






:: بازدید مطلب : [395]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)






:: بازدید مطلب : [519]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)

 

ماه ها از رویش جوانه های بی حصار «هست شدن»ها گذشته است. زمان از سالی می گذرد که واپسین دعوت های دور از چشم نامأنوسانِ روشنی تمام شده است؛ حالا همه از کنار هر گمان بی صدایی هم که رد می شوند، می دانند تو در زوایای پنهان و آشکار گمان های تشنه مردم نشسته ای، حالا خدا فرمانِ تازه ای برای پیامبرش دارد، فرمانی که پیش از آنکه بر بال کبوتران تبسم نشین به تو ابلاغ شود، رؤیای آرامشی را در اعماق کائنات رقم زده و باعث شده است تا ساکنان آسمان پیشاپیش، حوالیِ حلولِ کسی در زمین به هلهله بنشینند؛ کسی که مضمون شفاف بهانه آفرینش است:

«یا «محمّد(ص)»! خداوند علیّ اعلا سلامت را می رساند و به تو فرمان می دهد که چهل شبانه روز از همسرت خدیجه دوری گزینی.»

صدای جبرائیل را بر قوس اندوهِ فاصله ای ناگزیر، می شنوی. رنجی پنهان در پرده پوشیِ اجابتِ فرمانی عظیم گم می شود؛ همه می دانند که خدیجه در قلب تو تعبیر جاودانه ای از معنای زن است؛ اسطوره ای از وسعت یک روح! نمادی از عشق و همراهی! خلوصِ ماندگارِ تسلیم در برابر خدا! و حالا باید به فرمان خدا چهل روز از او دوری گزینی؛ از دنیای مهربانی ات!

* * *
خواناترین زمزمه های تکوین در قرائت سبز نام تو به آسمان رسیده اند و خداوند به ذات خود سوگند خورده است که امشب از صلب شما فرزندی پاک و پاکیزه به وجود آورد. بشتاب پیامبر! که خانه خدیجه پر از بوی سکوت و تنهایی است و خدا این روزهای تنهایی را با سرانجامی نیکو به پایان برده است؛ وجود فرزندی که تمام کائنات در برابرش تسلیمند ...!

نازکای بغض سکوت و خاموشی همه جا را فرا گرفته است؛ پروانه ها، گرداگردِ انتظارِ آمدن کسی بال می زنند؛ شوقِ شعله وری در تبسّم خدیجه آشکار است؛ ستاره ها پیله بسته اند و تحیّت آسمانی خدا در زمین منعقد می شود.

«ان الذین قالوا ربنا اللّه ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الاّ تخافوا و لا تحزنوا» (فصلت / 30)

سایه ها مغموم و پریشان، چشم به راه قدم هایی هستند که به خانه پیامبر ختم می شوند: دقیقه ها، تفألی از هجوم نور بر پیشانی زمین زده اند و ستارگان آماده اند تا با اشاره ای، سرریز شوند و خانه را پر از آسمان کنند. پلک های خسته خدیجه توان مقاومت را از دست داده اند و درد، آهسته آهسته در تنهایی او منتشر می شود. پرنده ها، نگران و دلواپس، چشم به پنجره ها دوخته اند؛ پیکی که خدیجه راهیِ خانه زنان قریش کرده، با مرثیه ای از واژه هایی که زنان گفته اند، بازگشته است. هیچ کس حاضر نشده در ازدحام این لحظه بی امان درد، به یاری بانوی «محمد» بشتابد تنها به جرم آنکه او به حرف هایشان گوش نسپرده و با یتیم ابوطالب هم پیمان شده است. مردمانی غریبه و پر از آداب جاهلیتی کهنه!

تو آن روز نبودی «محمّد»(ص) که ببینی هر چقدر هم هراس و اندوه در وجود خدیجه عمیق تر می شود ایمانش به تو و به خدای رسالتت ذره ای تَرَک برنمی دارد. تو آن روز نبودی که ببینی خدا چگونه همراهی اش را از همراه بی دریغ پیامبرش دریغ نکرد!

* * *

نسیمی نازک خنکای عطر بهشت را از تمام خانه های مکه گذرانده است. هنوز هیچ کس نمی داند که در خانه تو، مُهر از کدام راز ناگشوده خلقت برداشته شده است که بال هیچ کدام از پرنده ها، از آمد و شدِ میان آسمان و زمین خسته نمی شود. هنوز هیچ کدام از آنان که گفتند یاری کنندگان خدیجه نیستند، نمی دانند که خداوند همراهانِ او را از سرزمین بهشت به یاری اش فرستاده است. ساره را، آسیه را، مریم را و ام کلثوم را، تا تولد دختر ماه و مهتاب بی هیچ حادثه ای به آسمان ختم شود. هنوز هیچ کس نمی داند که این حریرقامتانِ روشنِ آسمان آمده اند تا فرزند تو را به دست های مشتاقِ زمین بسپارند و ملائک از فراز بام خانه های زمین به انتشار آینه و روشنی و برکت بنشینند؛ بزرگ ترین زنان اهل بهشت در خدمت فرزندی که خاتون خاک و افلاک است.

هنوز هیچ کس نمی داند درخشش ناگهان نوری که شرق و غرب عالم را فرا گرفت از خانه توست و از حلول فرزندی که نشانی تمام ستاره ها، به عصمت چشم های روشن او ختم می شود. هنوز هیچ کس نمی داند که در خانه تو، حوریان بهشت از دریچه های آسمان فرود آمده اند و در کار شستن مطهره تو با آب کوثرند؛ کوثری که از اکنون آمدنش، در ابدیتی مدام، پهلو به پهلوی شفاعت روز مبادای آسمان ایستاده است.

تو آن روز آنجا نبودی و ندیدی «محمّد»(ص)! هنگامه تقسیم تقدّس از لبان فرزندت را که سر از سجده برداشت و به یگانگی خدا اقرار کرد و به رسالت تو، امامت همسرش و خلافت فرزندانش شهادت داد. تو نبودی که ببینی حوریان چگونه در بارِشِ یکریز ستاره ها، کودکت را به دست های خدیجه سپردند: «بگیر او را که طاهره و مطهره و زکیه و میمونه است، خداوند در او و نسل او برکت قرار داده است!»

تو آن روز آنجا نبودی «محمّد»(ص)؛ اما اگر تمام اینها بر قلب تو نگذشته بود آن همه شتاب لبالب از شوق و شادمانی برای رسیدن و بر زبان جاری کردن نامی که خدا پیش ترها برای کودکت انتخاب کرده، چه بود؟ «فاطمه» ... «فاطمه» ... «فاطمه» ...! بشتاب و تو نیز با تمام آفرینش همراه باش و زمزمه کن: «انّا اعطیناک الکوثر».

منبع» مجله پیام زن






:: بازدید مطلب : [1027]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)

 

 
یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال

    
در معارف اسلامى آمده هر روزى که در آن گناه صورت نگیرد عید است چنان که امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: "کل یوم لا یعصى اللّه فیه فهو یوم عید"(1)

اما در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگى خاصى برخوردارند مهم‌ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادى دارند روز ولادت پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز از اعیاد مهم اسلامى به شمار مى‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع مى‌شود، از جمله اعیادى است که جنبه ملى داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنى اسلام قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزى براى حضرت على علیه‌السلام هدیه نوروزى آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: اى امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براى ما نوروز قرار بدهید.(2)
 
امام صادق علیه‌السلام درباره این عید فرموده‌اند: "... و هیچ نوروزى نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجى نباشیم زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ما است."(3)

امام خمینى قدس‌سره در یکى از پیام‌هاى نوروزى مى‌فرماید: "این عید هر چند یک عید اسلامى نیست، ولى اسلام آن را نفى نکرده است."(4)

 مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال (نوروز) چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضاى جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتى از اهل‌بیت علیهم‌السلام درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده‌اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده‌اند و... .(5)

در این مقال بر آنیم تا درباره دعاى تحویل سال به چهار نکته اشاره کنیم:
 
نکته اول: تعریف و حالات قلب

واژه قلب 132 مرتبه در قرآن آمده است و در دو معنى استعمال مى‌شود: 1. عضوى که در سمت چپ بدن قرار گرفته و خون را تصفیه و به همه بدن پمپاژ مى‌کند. 2. روح و نفس که هدایت‌کننده همه اعضاء و جوارح بدن است. قلبى که در دعاى مذکور آمده از نوع دوم، است که داراى حالات مختلف بد و خوب مى‌باشد:
 
"حالات خوب قلب"

1. قلب سلیم و پاک؛ على علیه‌السلام مى‌فرماید: خداوند وقتى نسبت به بنده‌اى اراده خیر کند قلب سلیم روزى او مى‌گرداند.(6)
 
2. قلب مطمئنه؛ قرآن مى‌فرماید: "اَلا بذکر اللّه تَطمئن القلوب"(7)، همانا با یاد خداوند دل‌ها آرام مى‌گیرد.

3. قلب نورانى؛ از رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد شرح صدر سؤال شد که چیست؟ فرمود نورى است که خداوند در قلب مؤمن قرار مى‌دهد و به وسیله آن سینه‌اش وسعت مى‌یابد.(8)
 
"حالات بد قلب"

1. قساوت قلب؛ این حالت همراه با بى‌تفاوتى نسبت به احکام خداوند به وجود مى‌آید، قرآن مى‌فرماید: “و جعلنا قلوبهم قاسیة”(9)، دل‌هاشان را سخت گردانیدیم.

2. کور شدن قلب؛ شرّالعمى عمى القلب؛ بدترین کورى، کورى قلب است.

3. انحراف قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فلمَا زاغوا ازاغ اللّه قُلُوبهم"(10)، باز چون از حق روى گردانیدند خدا هم دل‌هاى بى‌نورشان را از سعادت و اقبال بگردانید.
 
4. مریض شدن قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فى قلوبهم مرض"(11)، دل‌هاى آنها (منافقین) بیمار است. ‌ ‌

در چنین حالاتى باید گفت که قلب مرده است.

عواملى براى به وجود آمدن حالات بد و منفى در قلب وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

1. گناه؛ در مناجات مى‌خوانیم “و امات قلبى عظیم جنایتى”(12) اى خدا گناهان بزرگ، دل مرا میرانده است” در روایتى پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرماید: گناه بر روى گناه قلب انسان را مى‌میراند.”(13)

2. دلبستگى به دنیا؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “و اماتت الدنیا قلبه”(14)، دنیا قلب او را میرانده است.
 
امام صادق علیه‌السلام نیز قلب سالم را قلبى مى‌دانند که از دنیا دوستى سالم باشد.”(15)
 
3.پرخورى؛ از پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده است که فرمودند: با خوردن آب و غذاى فراوان دل را نمیرانید، چون دل مانند کشتزار است که اگر آب فراوان به آن داده شود مى‌میرد.(16)
 
عواملى نیز براى به وجود آمدن حالات خوب در قلب وجود دارد، از جمله:

1. توبه از گناه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: توبه دلها را پاکیزه مى‌کند و گناه را مى‌شوید.(17)

2. انجام عبادت از قبیل نماز و روزه؛
 
3. یاد مرگ؛
 
4. قرآن خواندن؛
 
پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: قلب‌ها زنگار مى‌بندند. مانند زنگ زدن آهنى که آب به آن برسد. گفته شد جلاى این‌گونه قلب‌ها به چه وسیله‌اى ممکن است؟ فرمودند: زیاد یاد کردن مرگ و خواندن قرآن.(18)
 
5. یاد خدا؛ حضرت على علیه‌السلام خطاب به فرزندشان فرمودند: تو را سفارش مى‌کنم به این که قلب خود را با یاد خدا آباد کنى.(19)

6. شنیدن موعظه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: قلب خود را به وسیله موعظه زنده کن.(20)
 
7. کم خوردن؛ پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: هر که خوراکش کم باشد بدنش سالم و دلش پاک مى‌گردد.(21)

8. هم‌نشینى با اهل معرفت؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “دیدار اهل معرفت آبادانى قلب است.”(22)

9. هم‌نشینى با عاقلان؛ حضرت على علیه‌السلام در جاى دیگرى مى‌فرمایند: آبادانى قلب‌ها در هم‌نشینى عاقلان است.(23)
 
نکته دوم: چرا باید هنگام تحویل سال دعا کنیم؟
 
از آنجا که با سپرى شدن زمستان و ورود فصل بهار، طبیعت از حالت مردگى بیرون آمده و به سمت سرسبزى پیش مى‌رود، ما هم از حالت مردگى بیرون بیاییم و از خدا بخواهیم که حال ما را بهترین حالات قرار بدهد.

نکته سوم: بهترین حال کدام است؟

صلاح و فساد انسان بستگى به قلب او دارد، اگر قلب و تمام وجود انسان متوجه خدا باشد، این بهترین حال براى او است که در این صورت مى‌گویند قلبش زنده است.


از جمله نشانه‌هاى آن این است:
 
1. رحم او زیاد بوده و به فکر دیگران است؛ لذا اگر مشکلى را از یک انسان مشاهده کرد، بى‌تفاوت از کنار آن نمى‌گذرد، بلکه در حد توان جهت رفع آن کوشش مى‌کند.
 
2. اشک چشم او زیاد است؛ مثلاً با شنیدن مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام اشک او سرازیر مى‌شود.
 
3. از شب اول قبر مى‌ترسد؛ لذا تلاش مى‌کند خود را آماده نماید.

نکته چهارم: وظیفه ما
 
هنگام تحویل سال و آداب عید
 
در ایام عید وظایفى داریم که رعایت آنها سبب رشد و تعالى ما مى‌شود که در اینجا به برخى از آن وظایف اشاره مى‌کنیم:

1. خواندن نیایش تحویل سال؛

با نو شدن طبیعت، از صمیم دل این ندا را برآوریم که: "یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال" اى قلب کننده قلب‌ها و چشم‌ها؛ اى تدبیر کننده شب و روز اى متحول کننده حالات، حال ما را به بهترین حالات متحوّل کن.

2. پوشیدن لباس تمیز؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "هنگامى که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس‌هاى خود را بپوش و با خوش‌بوترین عطرها خود را معطر ساز."(24)
 
3. گشایش در زندگى خانواده؛
 
برخى سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشایش در زندگى در ایّام عید فرا خوانده تا خاطره‌اى شیرین و به یاد ماندنى براى اهل خانه به جاى ماند و حالت جشن و شادى پیدا کند. روزى شهاب به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: “حق زن بر شوهرش چیست؟” حضرت ‌فرمودند: “...هر میوه‌اى که مردم از آن مى‌خورند، باید به اهل خانه خود بخوراند و خوراکى را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمى‌رساند، در ایام عید براى آنان تهیه کند.”(25)
 
4. روزه گرفتن و برپایى نماز؛ امام ششم علیه‌السلام فرمودند: “چه خوب است که در این روز روزه‌دار باشیم.”(26) دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاى مخصوص این روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.
 
5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنیم که وارد بهار شده‌ایم و باید از این دگرگونى طبیعت درس عبرت بگیریم.
 
6. دید و بازدید؛ از دیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است. معصوم علیه‌السلام در این باره مى‌فرماید: “این روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر را ملاقات مى‌کنند تا ...”(27) دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزیز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در این ایام، داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى مى‌باشد.
 
7.‌ ‌بررسى اعمال گذشته؛ بررسى کنیم که یک سال را چگونه سپرى کردیم و محاسبه‌اى انجام دهیم که چه قدر گناه کرده‌ایم، آبروى چند نفر را بردیم و چقدر کار خیر انجام داده‌ایم؟ اگر اوصاف زشتى در ما هست، در رفع آنها بکوشیم و اگر کارهاى خیرى انجام داده‌ایم، کوشش کنیم که در آینده مداومت داشته باشد. ‌ ‌

8. کینه‌ها را از دل برکنیم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنیم و همراه با باران بهارى زنگار کینه‌هاى گذشته را از دل برکنیم و سعى کنیم این قدرت روحى را در برابر افردى که با آنها دشمنى داریم، بیشتر کنیم و محبت آنها را در قلب خود ایجاد کنیم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدى کرده باشند.

9. با کسانى که کدورت داریم آشتى کنیم؛ مؤمن باید سعى کند جلوى کدورت‌ها را بگیرد و این ایام فرصت خوبى براى زدودن کدورت‌هاست، لذا آشتى با آنها خدا را خشنود و پشت شیطان را به خاک مالیده و بنده خدا را خوشحال مى‌کند.

10. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتى حضرت  امام رضا علیه‌السلام  از اهمیت والایى برخوردار است.

11. رسیدگى به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادى خودمان شریک نمائیم.
 
12. دورى از اسراف؛ از جمله امورى که توجه بدان لازم و ضرورى مى‌باشد، این است که در مهمانى دادن و پذیرایى، از اسراف جلوگیرى کنیم و بدانیم کمال ما در ولخرجى و سفره‌هاى رنگین آن‌چنانى نیست.

 

---------پى‌نوشت‌ها----------

1ـ نهج‌البلاغه، حکمت 428.

2ـ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 191.

3ـ بحارالانوار، ج 14.

4ـ اطلاعات، تاریخ 27/12/74.

5ـ مجله فرهنگ جهاد، شماره 6، ص 49.

6ـ غررالحکم.

7ـ سوره رعد، آیه 28.

8ـ مجمع البیان، ج4، ص363.

9ـ سوره مائده، آیه” 13.

10-  سوره صف، آیه 5.

11ـ سوره بقره، آیه 10.

12ـ مناجات خمسه عشر.

13ـ مجموعه ورام، ج 7، ص 118.

14ـ نهج‌البلاغه، خطبه 85.

15ـ نور الثقلین، ج 4، ص 58.

16ـ مستدرک الوسایل، ج 3.

17ـ غرر الحکم.

18ـ کنز العمال، خبر 42130.

19ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.
 
20ـ همان، نامه” 31.

21ـ مجموعه ورام، ج 2، ص 229.

22ـ غرر الحکم.

23ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.

24ـ المیزان، ج 20، ص 144.

25ـ وسایل الشیعه، ج 15، ص 249.

26ـ میزان الحکمه، ج 7، ص 133.

27ـ همان، ص131.

 






:: بازدید مطلب : [402]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)


به گزارش ایسنا، اما در کنار این سفره، برخی خانواده‌ها به سفره هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است. اما هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است:
 
1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)
 " از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود."
 
این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد. از پیامبر اکرم (ص) روایت شده: " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت‌های بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می‌شود؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.
 
پس ندایی بر می‌خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان"، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز جز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند.
 
2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین. ( صافات /79)
 " درود بر نوح در میان جهانیان."
 
چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح (ع) سلام می‌فرستد، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می‌ماند و تا دامنه قیامت گسترده می‌شود، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می‌شود، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسان‌ها، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی‌گیرد.
 
3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)
 " درود بر ابراهیم."
 
در آیات پیش از این آیه، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم، و جریان دستور ذبح اسماعیل - فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است که پس از یاد آوری این قضایا، خداوند می‌فرماید: سلام بر ابراهیم آن بنده مخلص و پاک باد.
 
4- سلامُ عَلی موُسی و هارون . (صافات/120)
 " درود بر موسی و هارون."
 
در آیات پیش از این آیه، خداوند ضمن آیاتی، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می‌فرماید:
 
- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم. ( صافات/115)
 - ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند. ( صافات/116)
 - ما به آن دو، کتاب آشکار دادیم. ( صافات/117)
 - ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم. ( صافات/118)
 - ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی و برقرار ساختیم. ( صافات /119)
 و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند بر آن دو سلام می‌رساند.
 
سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.
 
سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.
 
سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.
 
5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)
 " درود بر پیروان الیاس"
 
خداوند می‌فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت‌های بعد جاودان کردیم.( صافات /129)
 
امت‌های دیگر، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس و سلاله او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند کرد، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.
 
تعبیر به " ال یاسین" به جای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.
 
6- سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ(رعد/24)
 سلام بر شما به خاطر آن همه شکیبایی که ورزیده اید سرای آخرت چه سرایی نیکوست
 
7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفَجر. ( قدر/5)
 " آن شب تا دم صبح، صلح و سلام است . "
 
این آیه، در توصیف شب قدر است. آن شبی است که قرآن در آن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‌شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می‌گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌گردند.






:: بازدید مطلب : [532]
تاریخ ارسال مطلب :
| نویسنده : خادم اهلبیت (س)

 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به هیئت یا غیاث المستغیثین می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
طراحی و اجرا : مرکز فرهنگی صالحون
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران