|
|
:: بازدید مطلب : [891]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
عليك مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار
سلام من به محرم به تشنگی عجیبش سلام من به محرم به تشنگی عجیبش :: بازدید مطلب : [912]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
نام هر شب محرم بنام کدام شهید کربلاست؟ آفتاب محرم برمی اید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدستة دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می اید.
:: بازدید مطلب : [865]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب اول: مسلم بن عقیل مسلم، نخستین شهید واقعة کربلاست. شهادت او کمی پیش تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.
یک تن نماند تا که کنـد یاری ام حسین :: بازدید مطلب : [642]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب دوم: ورود به کربلا
دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم سرزميني كه تورا عاقبت از من گيرد آري اي يار همين جاست بيا برگرديم بين هر خيمه كه رفتيم جگرم سوخت حسين همه جا ناله ي زهراست بيا برگرديم حيف از حنجر ششماهه كه تيرش بزنند حرمله روبه روي ماست بيا برگرديم مشكِ عباس اگر تير خورَد باكي نيست حيفِ آن ديده ي سقاست بيا برگرديم اينقَدَر گودي و اينقَدر سراشيبي و سنگ اين زمين غرق معماست بيا برگرديم :: بازدید مطلب : [584]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب سوم: حضرت رقیه(س)
ویراننشین شدم که تماشا کنی مرا :: بازدید مطلب : [736]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب چهارم: حضرت حرّ(ع)
قسمت این بود دلت از همه جا پر باشد
قلبت آماده ی یک چند تلنگر باشد
همه دیدیم کسی سمت حرم می آید
تا مگر در دل دریای جنون، در باشد
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
باید این بغض پریشان زمان حُر باشد
بعد از آن توبه ی از شرم پریشان، باید -
کاخ ها در نظرت پاره ای آجر باشد
شام دشنام شود، باک نداری ای مرد!
سهم چشمان تو از کوفه تمسخر باشد
شادمان باش حسین از تو رضایت دارد
حق ندارد کسی از دست تو دلخور باشد
آمدی سوی حرم ـ آه ـ برایت ای حُر
بیتی آن گونه نداریم که در خور باشد :: بازدید مطلب : [668]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب پنجم: حضرت زهیر(ع) و...
:: بازدید مطلب : [657]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب ششم: حضرت قاسم(ع)
نفسم حبس شد از آنچه که چشمم دیده
پر و بال نفسم را پر و بالت چیده
هر تنی مثل تو پرپر بشود می پاشد بدنت از عسل اینگونه به هم چسبیده
نقل دامادی تو بود ؛مبارک باشد سنگ هایی که به روی سر تو باریده
چه قدر خار به زخم بدنت می بینم چه قدر پیکر تو روی زمین چرخیده
چه قدر موی تو در دور و برت ریخته است پیچش زلف تو در دست چه کس پیچیده
نیست تیغی که لبی از تن تو تر نکند بس که از پیکر تو چشمه ی خون جوشیده
چه قدر خاک نشسته به تنت، اما نه تن تو مثل غباری به زمین خوابیده
هر کجا می نگرم زخم هلالی داری رختی از نقش سم اسب تنت پوشیده
صفحه صفحه شده ای و به خودم می گویم این کتابی است که شیرازه ی آن پاشیده :: بازدید مطلب : [754]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
شب هفتم: حضرت علی اصغر(ع)
مثل پرنده بال گشودی رها شدی کوچک ترین ستاره سر نیزه ها شدی لعنت به لای لایی این نیزه دار تو باعث شده است بر سر نی بی صدا شدی زخم سرت برابر زخم عمو شده بر روی نیزه ها چقدر جا به جا شدی بعد از تو گاهواره به دردم نمی خورد چه زود پر کشیدی و از من جدا شدی بر روی دست باد عزیز دل رباب مانند زلف های پریشان رها شدی در آسمان کرب و بلا ردّ خون توست تو یک تنه برای خودت کربلا شدی :: بازدید مطلب : [720]
تاریخ ارسال مطلب : | نویسنده : خادم اهلبیت (س)
|
|
|
تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به هیئت یا غیاث المستغیثین می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
طراحی و اجرا : مرکز فرهنگی صالحون |